نقد فیلم «برای یک زندگی معمولی»
برای یک زندگی معمولی ساختهی عباس رافعی جایی در سینمای اجتماعیِ ایران ندارد. فیلمی که پُرواضح است علی اوجی آن را برای نرگس محمدی ساخته؛ کاری که رامبد جوان در «نگار» برای نگار جواهریان کرد. سینمای ایران تبدیل به دغدغهی ارتباطاتِ شخصی شده و این اصلاً خوب نیست. در تمامی پلانها یک لحظه از سارا، محمدی، غافل نمیشویم و این استیصالِ کارگردان در بیانِ مفهوم را میرساند. فیلم به دو بخش تقسیم میشود: اول وقتی که سارا، سعید را گُم میکند تا حدّی که پُلیس به او مظنون میشود که نکند خودش او را سر به نیست کرده و دوم جریانی است که بازیهای سیاسی و شغلِ سعید در وزارت امور خارجه به عنوان یک مترجم ایجاد میکند. من از نظر محتوایی با بخشِ اوّل زاویهای ندارم چرا که فیلم به اندازهای در کلام خود اَلکن است که حتّی مانند سینمای اصغر فرهادی مردِ ساختِ بحرانهای کاذب هم نیست و شخصیتی از سعید نمیسازد؛ این وسط شیوا هم الکی بزرگش میکند که گویی پدر مادرم مرا از پرورشگاه آوردهاند و... نقدِ مستقیمِ من بر جریانِ سیاسی و بخشِ دوّمِ فیلم است. نمیشود یک موضوعِ خانوادگی را که نیاز به بررسی و اکتشاف در داستان دارد به ژانرِ جاسوسی، معمایی یا هرچیز دیگری گره زد. استیصالِ کُلّی فیلم، در سکانسهای پایانی که همهچیز را با یک سفر رفتن و گُفتن این دیالوگ از زبانِ شیوا که: چطور میشه کسی هم شجریان گوش بده هم مداحی و...، مشخص میشود و...
متن کامل را در فارس تعاملی بلند بخوانید.
https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1776238587155215656
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.
https://aparat.com/v/fnvaspl
متن کامل را در فارس تعاملی بلند بخوانید.
https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1776238587155215656
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.
https://aparat.com/v/fnvaspl
- ۸۲۳
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط